پيام هفته كانون امربه معروف ونهي ازمنكر

حكايتي جالب / چند دختر سر راهت ديدي؟؟! يك جوان از عالمي پرسيد: من جوان هستم و نميتوانم خود را از نگاه به نامحرم منع كنم، چاره ام چيست؟ عالم نيز كوزه اي پر از شير به او داد و به او توصيه كرد كوزه را سالم به جايي ببرد و هيچ چيز از كوزه بيرون نريزد و از شخصي درخواست كرد او را همراهي كند واگر شير را ريخت جلوي همه مردم او را كتك بزند! جوان كوزه را سالم به مقصد رساند و چيزي بيرون نريخت. عالم از او پرسيد: چند دختر سر راهت ديدي؟ جوان جواب داد:هيچ، فقط به فكر آن بودم كه شير را نريزم كه مبادا در جلوي مردم كتك بخورم و خارو خفيف شوم. عالم گفت: اين حكايت مومني است كه هميشه خدا را ناظر بر كارهايش مي بيند و از روز قيامت و حساب وكتابش كه مبادا در منظر مردم خارو خفيف شود بيم دارد. آيا انسان نميداند كه خدا او را مي بيند(علق 14)

لینک کوتاه مطلب لینک کوتاه مطلب