استعمار و حجاب 2

ضياء گوكالپ (ziyaokalp) كه فردي ملحد بود و براي هگل و اسپنر احترام قائل مي‏شد اساس فكر وحدت تركيه ملي را ريخت؛ بدون آنكه اسلام به عنوان مذهب رسمي دولت جديد اين كشور معرفي شود، وي اصرار داشت

اصرار داشت تركيه از گذشته اسلامي و مذهبي خود گسسته شده و با زيربناي تمدن غربي پي‏ريزي گردد. مصطفي كمال پاشا ملقب به آتاتورك كه در اوايل قرن بيستم در نهضت تركهاي جوان شركت داشت، بابهره‏گيري از افكار ضياء گوكالپ طرفدار تمدن غرب گشت. وي در آنكارا حكومت مستقلي تشكيل داد و در سال 1303 (1924م) جمهوري لائيكي در تركيه پديد آورد و خود رئيس جمهور آن گرديد.آتاتورك براي نزديك نمودن تركيه به غرب و تجدد نوع اروپايي در اجراي اجباري قانون تغيير كلاه از زورگويي استفاده كرد و براي رسيدن به اين مقصد گروهي از علماي ديني را اعدام و برخي را تبعيد نمود. وي آموزشهاي ديني را ممنوع اعلام نمود و مراكز مذهبي را تعطيل ساخت، حجاب زنان را برداشت، برهنگي و آزادي به شيوه غربي زنان و آموزش مختلط دختران و پسران را اجباري نمود، حروف عربي را برانداخت و حروف لاتين را جايگزين آن ساخت و دستور داد اذان به زبان تركي گفته شود! در سال 1304 (1925م) شيخ سعيد نامي، انقلابي را عليه آتاتورك ترتيب داد كه وي را همچون دادگاه تفتيش عقايد محاكمه و اعدام كردند. ديگر انتقادكنندگان به شيوه‏هاي باصطلاح اصلاحي اين فرد ضد مذهب، به چنين سرنوشتهاي اسفباري دچار شدند.
در واقع آتاتورك اساس ديانت را تهديد نمود و دژهاي باورهاي عقيدتي را مورد تهاجم خويش قرار داد و تفكر مذهبي و سنتي مردم را آماج رفتار خشن خود ساخت. مصطفي كمال ارتباط بسيار قوي با رضاخان در ايران برقرار كرد و در تحولات ضد ديني وي، ارتش نقش بسيار مهمي را بازي مي‏كرد و اصولاً انگيزه تأسيس ارتش توسط نامبرده، ايجاد تكيه‏گاه مناسبي براي سوق‏دادن جامعه تركيه در جهت خواسته‏هاي منفي او بود. به همين دليل از آن زمان تاكنون هر بار تظاهرات مسلمانان تركيه در جهت احياي ارزشهاي اسلامي و مخالفت با حكومت ضدديني شدت مي‏يابد نظاميان به بهانه دفاع از آرمانهاي عاري از هويت مذهبي مصطفي كمال به خيابانها ريخته و مردم را به جرم دفاع از حقانيت اسلامي به شدت سركوب مي‏نمايند. گفته مي‏شود مصطفي كمال پاشا مشهور به آتاتورك (پدر ملت ترك!!) اصلاً يهودي و از اهالي سالونيك (از مراكز يهودي‏نشين تركيه) بود و سپس عضو فعال فراماسونري شد و رفته‏رفته سرسپرده اغراض غرب و سرمايه‏داري صهيونيستي گرديد و براي عملي نمودن مقاصدش انگليسيها به نحوي عمل كردند تا او را قهرمان ملي و مبارزي وطن‏پرست جلوه دهند در حالي كه وي از اسلامي كه مردمان ترك بدان عقيده داشتند نفرت داشت و مي‏كوشيد مسلمانان تركيه از باورهاي ديني جدا شوند و به تمدن غرب روي آورند و با اعتقادات و عبادات و احكام خداحافظي كنند!
غرب‏گرايي و تجددطلبي در كشور مصر نيز با كشف حجاب و دعوت به بي‏حجابي توأم بود. قاسم امين مصري در آثاري چون تحريرالمرأة (آزادي زن) و المرأة الجديدة (زن امروز) به تبليغ فرهنگ غرب و تقليد از رسوم اروپايي پرداخت و ضرورت شباهت لباس، مسكن و آداب زندگي و تعارفات معمولي مصريان را با غربيها توصيه كرد و به دنبال آن نوشت: به اين جهت است كه ما اروپاييان را به عنوان نمونه شاهد آورده و از آنها تقليد كرده و در صدد آن هستيم تا افكار عمومي را نسبت به زن اروپايي متوجه سازيم.
كشور اسلامي تونس پس از استقلال از فرانسه در سال 1335 (1956م) حافظ منافع غرب شد و فضايي كه بر اين كشور حاكم گرديد از بي‏حجابي و مبارزه با ارزشهاي ديني و مظاهر تدين حكايت دارد و مسلماناني كه در برابر اين وقاحت پايداري مي‏نمودند شديدا شكنجه شده و يا در زندانها شرايط سختي را سپري مي‏كردند.
حبيب بورقيبه كه پس از استقلال تونس، رئيس جمهور اين كشور گرديد قوانيني را به تصويب رسانيد كه بر اساس آنها زنان به شيوه اروپاييان از آزاديهاي سياسي و اجتماعي برخوردار شدند. وي بر بي‏حجاب شدن بانوان تأكيد كرد و برنامه‏هايي را به اجرا در آورد تا دختران و پسران همچون كشورهاي غربي در خيابانها و معابر با يكديگر و در كنار هم ديده شوند و در محافل و مجالس عمومي به صورت مختلط با هم باشند. روزنامه لوموند پاريس به اين واقعيت اعتراف كرد كه: حبيب بورقيبه ترجيح مي‏دهد مظاهر بي‏ديني در تونس به تدريج در كشور رخنه كند و از اين رهگذر اصلاحاتش با آتاتورك شباهت دارد.
تجددطلبي و گرايش به مظاهر غربي حتي كشور اسلامي اندونزي را فرا گرفت و دكتر احمد سوكارنو رئيس جمهور سابق اين كشور، سرزمين مذكور را كه ساليان دراز با انگيزه‏هاي ديني به نبرد با استعمارگران مشغول بود با نقشه‏هاي حساب شده به سوي تقليد از تركيه سرازير نمود.

لینک کوتاه مطلب لینک کوتاه مطلب